هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

127

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

خان [ ه ] ها گرفتار زحمات نشود ، كه اغلب « حجاج » صدمه و اذيت زياد از اين بابت مىكشند . ثالثا شخص « مستطيع » اگر قدرت و ثروت اين را داشته باشد ، كسى را كه از اوضاع آن صفحات « بصيرتى » و از « السنهء خارجه » جزئى اطلاعى داشته باشد ، همراه خويش بردارد ، در همه‌جا بهتر به كار او مىآيد . و اگر امكان‌پذير نباشد ، اقلا از چنين شخصى راه و رسم پيمودن اين مقصود را استعلام نمايد و ابدا به قول مردمان « متقلب « 1 » » در بين راه گوش ندهد و به حرف آنها فريب نشود ، كه « حاجى » بيچاره را علانيه « 2 » گول زده ، مالش را از دستش مىگيرند ؛ على الخصوص كسانى كه در اسكل [ ه ] ها « 3 » كارشان « دلالى » است ، مترصدند كه يك نفر « غريب » را شكار كرده ، به طمع ارزانى كشتى يا از براى « بلديّت » در كارهاى ديگر ، انواع « طرارى » و « حيله‌بازى » را به كار برند . از اين نوع اشخاص در همه‌جا احتراز بايد كرد . رابعا اگر شخص « حاجى » بخواهد كه با كسى « رفيق » و « همسفر » باشد ، منتخب نمايد كسى را كه در « خلق » و « رفتار » مناسب و موافق حال خود باشد ، همراه و هم‌آش شود ؛ و در بين راه ، در انظار خارجه و داخله ، براى جزئى امورات باهم مداقه ننمايد . شخص مسافر ، نه در اين راه ، بلكه در همهء « اسفار » بايد « دنائت « 4 » طبع » را كنار بگذارد و حركات بعض كسانى را كه خود را به جماعت « حجاج » داخل كرده ، ترك نمايد . از جمله حركات ناشايستهء بعض پست « 5 » فطرت‌ها اين بود كه در « مكه معظمه » ، مثلا در حين « طواف » نعلين خود را زير بغل زده ، مشغول طواف مىشدند ، و يا در « آستانهء مقدسهء حضرت نبوى » - صلّى اللّه عليه و آله - به « كفش‌دار » پول نداده ، بسى بىحرمتى ديده و مىشنيدند . و به « خادمان » و « مطوفان » حرم محترم وجه مقررى « خادمان » و « مطوّفان »

--> ( 1 ) . در اصل : متغل ( 2 ) . آشكار ، هويدا . ( 3 ) . در حاشيه نوشته است : « اسكله ، يعنى بندر . موضعى است از دريا ، نزديك به ساحل ، كه محض ايستادن كشتى ساخته و از آنجا به خشكى مىآيند . » ( 4 ) . فرومايه يا خوار شدن . ( 5 ) . در اصل : پ